skip to Main Content
تاریخ هنر یونان

تاریخ هنر یونان

بررسی تاریخ هنر یونان

در ادامه بررسی تاریخ هنر جهان و پس از نقل مطلب تاریخ هنر اژه ای به تاریخ هنر یونان میرسیم ، در هنر یونان انسان محوری ، طبیعت گرایی و عقل عناصر اساسی بینش یونانی و آرمانگرایی دقیق و منظم شاخص ترین ویژگی هنر و نقاشی یونانی است و یونانیان بزرگترین هنر طبیعت گرا را در تاریخ عرضه داشتند .

تاریخ هنر یونان به چهار دوره تقسیم می شود :

1) دوره هندسی از اواخر سده11 ق.م تا سده 8 ق.م
2) دوره آركائیك باستانی از اواخر سده 8 ق.م تا 480 ق.م
3) دوره كلاسیك از 480ق.م تا 333ق.م
4) دوره هلنیستی از 323ق.م تا 27 ق.م

تاریخ هنر یونان

یک نقاشی فرسکو که شاهزاده‌ای مینوسی را نشان می‌دهد

هنر میسنی وقتی به پایان رسید ( هنر كاخ سازی) فعالیت هایی چون معماری و دیوار نگاری و فلز كاری و عاج نگاری نیز به پایان رسید اما نقاشی روی سفالینه ها ادامه پیدا كرد و در سده 11 ق.م ویژگی های تازه ای مبتنی بر طرح هندسی ساده و منطقی بدست آورد و ما در بررسی نقاشی یونان نقاشی های روی ظروف سفالی را مد نظر قرار می دهیم .

در اواخر سده یازدهم كه هنر میسنی به پایان می رسد و هنر هندسی یونان را به دنبال دارد ، شكل ها و نقش های مختصات ویژه ای دارند در اینجا ترسیم دستی مارپیچ ها جایش را به ترسیم دایره ها و نیم دایره ها با پرگار دارد . تزئینات ساده و مختصر و بخش های بدون نقش با رنگماده سیاه پر می شدند . در پایان سده دهم ق.م شكلها كشیده تر و تزئینات هندسی دقیق تر شدند و زنجیره یونانی چون كمربندی بر بدنه ظرف نقش بست . در سده هشتم ق.م نقوش نواری و پیكره های انسانی و جانوری به رنگ سیاه آرایش می یافت . در اواخر سده 8 نقوش لوتوس و برگ نخلی و طوماری و نقش های جانوری گوناگون به جای تزئینات هندسی مورد استفاده قرار گرفتند ، زمینه وسیع تر شد و پیكره های انسانی تغییر كرد . موضوعات با پیكره های انسانی و مضامین اساطیری اهمیت یافت . در ابتدای دوران هندسی پیكر های انسانی صورت كلی و سایه وار داشت ، ولی در دوره آركائیك شكل سر و چهره با خطوط متمایز و بارز شد .

پس از این دوره شیوه سیاه نقش آمد كه مشخصه آن پیكره سیاه بر زمینه روشن و سرخگون بود این شیوه بیان خوبی برای نشان دادن حالتهای موقر و آرام نبوده است . اِ كسكیاس استاد این شیوه بوده اما شاگردانش شیوه سرخ نقش را ابداع كردند . شیوه سرخنقش از لحاظ فنی معكوس سیاه نقش بود زمینه سیاه و پیكره به رنگ سرخگون هستند . طراحی خطی در این شیوه اهمیت داشته است .

در ترسیم جزئیات نقوش دو نوع خط بكار رفته است ، خطوط بر آمده یكنواخت چون مفتول فلزی سیاه و خطوط هم سطح با غلظت رنگی مختلف از سیاه تا قهوه ای روشن ( برای نمایش موی سر و عضلات و غیره ) تا این زمان پیكره ها را جز در بخش سینه از نیم رخ نشان داده اند ولی از این زمان به بعد به پیروی از نقش بر جسته نمایش اندام و اعضای بدن از زوایای مختلف معمول شد .

نمونه از آثار به جا مانده در شهر پمپی

نمونه از آثار به جا مانده در شهر پمپی

بیشتر نقاشی های یونانی بر روی دیوار و یا چوب با تكنیك فرسك اجرا شده اند كه تعداد معدودی از آنها بدست رسیده است ، یعنی رنگ گذاری روی سطح خیس و این تكنیك بعد ها در اتروریا و روم و بعد از آن در قرون وسطی و رنسانس نیز استفاده شد . سایه زنی در هیچ یك از نقاشی های یونانی به چشم نمی خورد . بیشتر اصول تصویر گری در یونان به صورت میراث جاودانه ای در نقاشی رومی ها بروز می كند و با این فرضیه می توان با نظر انداختن به چگونگی نقاشی های بدست آمده از شهر مدفون پمپی و هركولانئوم كه از زیر خاكستر های آتشفشان كشف شد ، مختصات تصویر گری یونانیان را در سده های پایانی آن دریافت .

 

هنر اتروسك

در فراسوی مرز دولتشهر های یونان ، ساحل های جنوبی ایتالیا قومی نه چندان رشد یافته زندگی می كردند و به زبانی غیر از هندو اروپایی سخن می گفتند ، سده های ششم و پنجم قبل از میلاد كه در بعضی منابع نیز این تاریخ را هفتم و هشتم قبل از میلاد ذكر كرده اند . 400 سال این قوم بر ایتالیای مركزی یا توسكانی كه نام امروزی آن نیز هست تسلط داشت.

یک اثر هنری دوره اتروسک ، مرد رقصنده از دیوارهای نقاشی شده از آرامگاه آگوورس در 525-500 قبل از میلاد

نقاشی های دیواری بر جای مانده از این تمدن بسیار محدودند و در مقبره ها كشف شده اند . موضوع این نقاشی ها گاهی صحنه هایی از زندگی روزانه ، گاهی نیز مانند مقبره های مصری صحنه های عزاداری از انسانها بودند . به دلیل نبود اطلاعات دقیق از مذهب اتروسك ها نمی توان گفت كه آیا منظور از این نقاشی های دیواری تسلای مردگان بوده است یا اشاره به حیاتی كه در عالم دیگر به انتظار آنان است . خط های كناره نما و سطح های تخت و ساده این نقاشی ها بر تأثیر پذیرفتن آنها از نقاشی روی سفالینه های یونانی دلالت دارد ، بویژه در زمینه جامه پردازی . این نقاشی ها شور و شوق خاصی از حركت را در آثار اتروسكی نشان می دهد .

بعضی از این نقاشی بسیار خام دستانه تصویر شده اند و پیكره های انسانی بسیار ساده و ابتدایی در حال انجام فعالیت های ساده مانند ماهیگیری یا شكار پرندگان .

امیر فراهانی

طراح وب و گرافیست

دیدگاهتان را بنویسید

Back To Top